تبلیغات
گروه های آموزش ابتدایی
گروه های آموزش ابتدایی
قالب وبلاگ

روزی مجنون از روی سجاده مردی عبور کرد،

مرد نماز خود را شکست و به مجنون گفت:

مردک! در حال راز و نیاز با خدا بودم؛

برای چه این رشته را بریدی؟

مجنون لبخندی زد و گفت:

من عاشق بنده ی بودم و تو را ندیدم؛

تو عاشق خدا بودی چطور مرا دیدی؟!!!




طبقه بندی: متفرقه، پـــژوهــش سـرا،
[ چهارشنبه 30 فروردین 1391 ] [ 02:37 ب.ظ ] [ arjang ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

لینک های مفید




لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب